باز محرمی دیگر بدون تو..
سلام مادر خوبم سلام ای بهتر از جانم
محرم 91 هم اومد اما تو نیستی مادر من
رفتم سرا غ کمد لباس پیرهن مشکیم رو
دراوردم یه بسم الله گفتم و اون رو پوشیدم
مامان محرم امسال با سالای دیگه فرق داره
امسال بدجور شکسته شدم بد جور داغون شدم
نمیدونم چم شده ای کاش بودی و سرم رو روی پاهات
میزاشتم واشک میریختم اما مامانی حالا میام سر
مزارت وسر روی سنگ مزارت میزارم و با نوای حسین
حسین با هم دیگه اشک میریزیم غصه نخور مامانی
امسال محرم منو تو با همه فرق داره فدای نگاه مهربون
وقشنگت بشم خیلی دلم برات تنگ شده خیلی
+ نوشته شده در جمعه ۲۶ آبان ۱۳۹۱ ساعت 17:49 توسط عبد یتیم روزگار تنهایی
|