مادر دست ها برای از تو نوشتن میلرزد کلمه ها میمانند برای از تو سرودن

 



وقلب تو وسیع تر از حجم تمام دردها ورنج هاست بلندتر از طول تمام غصه ها

 



وشادی ها . قلب تو دنیا را در خودش جای می دهد وتکه ای است از بهشت

 



که بوی پر جبرییل را میدهد . شانه هایت تکیه گاه کبوتران صلح است وفرودگاه

 



پرستو های عاشق . پنجره ها وضوی صبحشان را با عطر صدای تو میگیرند ودیوارها با

 



لالایی دعای تو به خواب می روند . زندگی با مدیریت چشم های تو اداره می شود

 



تو آسیاب رودخانه های پایان ناپذیر تلاش وکوششی . کلمه ها در آستانه نامت زانو

 



زده اند وهرچه جمله تعجبی است در برابر مقامت خم شده اند . قلب تو ادامه

 



کوه است درصلابت ادمه باران است در صداقت ادامه بهار است در

 



صمیمیت ادامه خورشید است در گرمی وادامه مهتاب است دردرخشش.