توزنده ای
مادر، می خواهم با اشک هایم
گلی بپرورم به رنگ خون دل و
پا به قامت هزاران دریغ و آه
و روز مادر، بر مزارت گذارم
مادر، در این روز، آهم را بنگر
و دریغم را شاهد باش
هنوز باور ندارم که تو رفته ای
هنوز دست احساس تو را حس می کنم
تو زنده ای
+ نوشته شده در جمعه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 21:24 توسط عبد یتیم روزگار تنهایی
|